لطفا تا بارگذاری کامل صفحه منتظر بمانید
از شکیبایی شما متشکریم

آموزه‌های مهدوی در آیینه كلام رضوی - نجم الدین طبسی

مهدی نامه بازدید 959

آموزه‌های مهدوی در آیینه كلام رضوی - نجم الدین طبسی

آموزه‌های مهدوی در آیینه كلام رضوی - نجم الدین طبسی

چكیده :

مقاله حاضر را می‌توان مجموعه ای از آموزه‌های مهدوی در موضوعاتی چند دانست که از منظر امام رضا علیه السلام بررسی شده است. این موضوعات درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علائم ظهور، اوضاع جهان پیش از ظهور، جریانات انحرافی و وظایف مردم در دوران غیبت می‌باشد، که سعی بر آن بوده كه ضمن تبیین و شرح روایات و استفاده از منابع اصیل، به نكات برجسته‌ای در این رابطه اشاره شود.

كلیدواژه‌ها: امام رضا علیه السلام، علایم ظهور، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جریانات انحرافی، وظایف مردم در عصر غیبت.
مقدمه :
ده‌ها بلکه صدها روایت در شأن و جایگاه حضرت مهدی علیه السلام از معصومان علیهم السلام وارد شده است. این روایات درباره مقام امام، صفات حضرت، علائم ظهور و شرایط زمانی آن و شیوه و سیاست حضرت برابر دشمنان و بازگشتگان است.
علاوه بر این، بیش از چهار صد آیه در شأن امام مهدی علیه السلام تفسیر شده و کتب روایی شیعه و اهل سنت، سرشار از این روایات شریف است. در این خصوص، کافی است به کتاب معجم احادیث امام مهدی علیه السلام، نوشته جمعی از نویسندگان از جمله نگارنده رجوع شود؛ زیرا مشتمل بر بیشترین آیات و احادیث شریف در این خصوص است. اما آنچه در این نوشتار خواهد آمد، بررسی روایاتی است كه امام رضا علیه السلام آن‌ها را فراروی ما نهاده است[2].
در این روایات، موضوعات متعددی درباره امام مهدی علیه السلام بیان شده است كه از جمله آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:
اسم و نسب امام؛ توان جسمی امام؛ برخی صفات امام؛ پنهان بودن ولادت امام؛ روشن بودن نسب امام و اینکه آن حضرت منتسب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلمهستند؛ غیبت امام؛ نهی از بیان نام حضرت در عصر غیبت یا در تمام دوران؛ فضیلت انتظار و منتظران؛ فَرَج مومنان به وسیله آن جمال رشید و ظهور نورانی؛ وضعیت شیعه و شرایط سختی که در عصر غیبت به سر می‌برند؛ قربانی شدن شیعیان و کشتن و خون ریزی‌های پیش از ظهور؛ شباهت‌ها بین امام مهدی علیه السلام و بین پیامبران علیهم السلام؛ خوراک و لباس امام علیه السلام؛ خروج سفیانی، یمانی و پرچم‌های مصر؛ نقش حضرت خضر علیه السلام در دوران غیبت و اینکه آن حضرت مونس تنهایی امام مهدی علیه السلام است؛ سپاه امام مهدی علیه السلام و یارانش از فرشتگان؛ سختی‌های زندگانی در ایام ظهورش؛ اقتدای عیسی روح الله علیه السلام در نماز گزاردن به آن حضرت؛ رجعت و تکالیف مومنان برابر امام مهدی علیه السلام که از جمله مهم‌ترین آن‌ها دعا و کثرت دعا برای آن حضرت و توسل به حضرتش در سختی‌ها است.
ضرورت وجود امام در هر عصر
مطالب بنیادین آغازین مسأله ضرورت وجود امام است که امام رضا علیه السلام در این باره می‌فرماید:
لو خلت الأرض طرفه عین من حجه لساخت بأهلها؛ (صفار، 1404: ص489) اگر زمین به اندازه یك چشم به هم زدن از حجت خدا خالى شود، اهلش را فرو خواهد برد.
نام و نسب امام مهدی علیه السلام :
همچنین امام درباره ویژگی‌ها و مشخصات فردی امام دوازدهم می‌فرماید:
الخلف الصالح من ولد أبی محمد الحسن بن علی و هو صاحب الزمان وهو المهدی (بغدادی، 1406: ص200)؛
خلف صالح، از نسل ابی محمد، حسن بن علی همان صاحب الزمان، مهدی است.
امام در این روایت به ولادت سومین از فرزندانش، امام حسن عسکری و اینکه خلف صالح، صاحب الزمان و مهدی علیه السلام از فرزندان آن حضرت است، اشاره کرده، تأکید می‌نماید که مهدی علیه السلام پسر امام حسن عسکری علیه السلام است.
ریان بن صلت: به امام رضا علیه السلام عرض كردم: «شما صاحب الامر هستید؟» فرمود:
« من هم صاحب الامرم ولى آن صاحب الامر نیستم كه زمین را پر از عدالت كند چنانچه پر از ستم شده است و چگونه او باشم با اینكه مى‏بینى بدنم لاغر است ولى قائم آنست كه چون ظهور كند در سن پیرانست و سیماى جوانان را دارد، نیرومند باشد تا بجائى كه اگر دست به بزرگترین درخت زمین اندازد آن را از جا بكند و اگر میان كوهها فریاد كشد سنگهاى آنها از هم بپاشد؛ با او است عصاى موسى و خاتم سلیمان علیه السلام، او چهارمین فرزند من است، خدا او را زیر پرده خود دارد تا بخواهد، سپس او را ظاهر كند تا زمین را پر از عدل و داد كند؛ چنانچه پر از جور و ستم شده است.[3]
در نقل طبرسی، عبارت زیر در آخر این روایت آمده است:
... گویا كه ایشان را می‌بینم كه به شدت و در این هنگام مأیوسند كه ندا داده شوند ندا كردنى كه هر شنونده‌ای آنرا می‌شنود از دور همچنان كه شنیده می‌شود از نزدیك، او رحمت مؤمنان باشد و عذاب كافران. (طبرسی، بی‌تا: ص434)
ابو صلت هروى به حضرت رضا علیه السلام عرض كرد: «هنگام ظهور، ویژگی‌های قائم شما علیه السلام چیست؟ فرمود:
علامته أن یكون شیخ السن. شاب المنظر حتی أن الناظر إلیه لیحسبه ابن أربعین سنه أو دونها و إنَّ من علاماته أن لایهرم بمرور الأیام و اللیالی حتی یأتیه اجله؛
نشانه‏اش این است كه در سن پیری است و جوان می‌نماید، تا آنكه هر كس او را ببیند، گمان برد كه چهل سال یا كمتر دارد. نشانش این است كه به گذشت روزگار، پیر نشود، تا مرگش رسد. (صدوق، :1395ج2، ص65)
آنچه داوود رقی روایت کرده که قائم علیه السلام هفتمین از فرزندان امام باقر علیه السلام است نیز بر مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری تطبیق می‌شود. داوود رقى، به حضرت رضا علیه السلام عرض كرد: «فدایت شوم! به خدا قسم! در دلم هیچ شكى درباره امامت شما نیست، جز حدیثى كه ذریح از حضرت باقر نقل كرده است» فرمود: «چه حدیثی؟» گفتم: «شنیدم از او كه می‌فرمود: هفتمین ما قائم ما است؛ ان شاء اللَّه».
حضرت رضا علیه السلامفرمود: «راست می‌گویى و ذریح راست گفته است و حضرت باقر نیز راست گفته‏ است». شكّ من زیادتر شد. آن گاه فرمود: «داوود! اگر موسى به خضر نمی‌گفت: «سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً؛ اگر خدا خواست مرا شكیبا خواهى یافت». از خضر درباره چیزى نمی‌پرسید. همین طور حضرت باقر كه اگر نمی‌فرمود: «ان شاء اللَّه، همان بود كه گفته بود». در این موقع، به امامت آن جناب یقین پیدا كردم. (كشی، :1348ص373)
پس این روایت به پیدایش زمینه انحرافی که پس از وفات امام کاظم علیه السلام به وجود آمد که همان توقف بر امامت امام کاظم است، اشاره می‌کند. برخی پنداشتند آن حضرت همان مهدی غایب است و امامت امام رضا علیه السلام را انکار کردند. احتمالاً داوود رقی نیز متأثر از همین فضای ناسالم بوده که پس از این بیان و توضیح امام، از انحرافش باز گشته، به امامت امام رضا علیه السلام یقین پیدا کرد.
نکته دیگر در این باب، پنهان بودن ولادت حضرت است. ایوب بن نوح گوید به حضرت رضا علیه السلام عرض كردم: «من امیدوارم شما صاحب الامر باشید و خدا امر امامت را بدون شمشیر و خون ریزى به شما رساند؛ زیرا براى شما (به ولایت عهدى مأمون) بیعت گرفته شده و به نام شما سكه زده‏اند». حضرت فرمود:
مامنا أحدٌ اختلفت إلیه الكتب و أشیر الیه بالأصابع وسئل عن المسائل وحملت إلیه الأموال إلا اغتیل أو مات علی فراشه، حتی یبعث الله لهذا الأمر غلاماً منا خفی الولاده و المنشأ، غیر خفی فی نسبه؛
هیچ كس از ما خاندان نیست كه مكاتبات داشته باشد و با انگشت به سویش اشاره كنند و از او مسأله بپرسند و اموال برایش برند، جز اینكه یا ترور شود یا در بستر خود بمیرد ]یا با شمشیر كشته شود یا با زهر[، تا زمانى كه خدا براى این امر ]امامت[ كودكى را از ما خاندان مبعوث كند كه ولادت و وطن او نهان است؛ ولى نسبت و دودمانش نهان نیست. (كلینی، :1365ج1، ص341)
غیبت حضرت مهدی علیه السلام :
موضوع غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز یكی دیگر از موضوعات مطرح شده در روایات امام رضا علیه السلام است. در این باره حسن بن قیاما صیرفی می‌گوید: سال 193 به حج مشرف شدم. از ابو الحسن امام رضا علیه السلام پرسیدم: «فدایت شوم! پدرت چه شد؟» فرمود: «همانند پدرانش در گذشت». عرض کردم: «پس با روایت یعقوب بن شعیب كه از ابو بصیر نقل شده است چه کنم که می‌گوید امام صادق علیه السلام فرمود:«اگر کسی به شما خبر داد این پسرم مرده و کفن شد و در قبر گذاشته شده و دستشان را از خاک قبرش تکان دادند، او را تصدیق نکنید». امام فرمود: «ابو بصیر دروغ گفته است. امام صادق به او چنین نگفته است. او گفته: اگر کسی از صاحب این امر، چنین خبری آورد[4]».
به نظر می‌رسد این حدیث را واقفیه به ابوبصیر به دروغ نسبت دادند، تا بتوانند عقیده باطل خود را كه همان غیبت امام كاظم علیه السلام و اینكه آن حضرت، امام مهدی است و غایب می‌شود، رواج بدهند.
مسأله به زبان آوردن نام حضرت در عصر غیبت نیز در روایات حضرت رضا علیه السلام به چشم می‌خورد؛ به طوری که ریان بن صلت گوید: از حضرت رضا علیه السلام شنیدم كه چون راجع به قائم سؤال شد، فرمود: «شخص او دیده نشود و نامش برده نشود[5].»
همچنین ریان بن صلت می‌گوید: شنیدم از امام رضا علیه السلام که: «قائم مهدی، پسر حسن است که شخصش دیده نشود و پس از غیبتش کسی نامش را نبرد، تا همه او را ببینند و نامش اعلان شود و همه آن را بشنوند». پس به ایشان عرض کردیم. «ای آقای ما! اگر چه بگوییم صاحب غیبت و صاحب زمان و مهدی؟ «فرمود: «این قبیل نام‌ها جایز است و من شما را از تصریح به نامش نهی کردم، تا بر دشمنان ما مخفی بماند و او را نشناسند[6].»
دیدگاه علما در حکم بردن نام امام یعنی «م ح م د» و اینکه آیا این نهی، مخصوص زمان غیبت است یا مطلق و برای همیشه است یا مختص به زمان غیبت صغرا است، متفاوت است و ما بحث کاملی در دروس تخصصی خود بیان نموده و آن را در فصلی از فصل‌های کتاب تا ظهور منتشر کرده‌ایم و گفته‌ایم که دیدگاه ما با استفاده از ده‌ها روایت، حرمت نام بردن حضرت در زمان غیبت کبرا است. (طبسی، 1389: ج1، ص45)
انتظار فرج و فضیلت منتظران :
حسن بن جهم از امام رضا علیه السلام در باره چیزی از گشایش پرسید و امام فرمود: «آیا نمی دانی که انتظار فرج، از فرج است؟» عرض کردم: «جز آنچه به من آموخته ای، چیزی نمی دانم. فرمود: «بله؛ انتظار فرج، از فرج است[7]»؛ یعنی همین كه یك جامعه، به آینده روشن و گسترش عدالت و برچیده شدن بساط ظلم امید داشته باشد، این چنین جامعه و مردمی با مشكلات دست و پنجه نرم كرده و بر آن چیره شده و به اصطلاح، خود را نمی‌بازند. بر افراد چنین جامعه ای، روح افسردگی حاكم نخواهد شد و آن‌ها را از پای در نمی‌آورد. همین معنا خود یك نوع گشایش می‌باشد.
در همین راستا محمد بن عبد الله می‌گوید: به ابو الحسن الرضا علیه السلام عرض کردم: قربانت شوم! پدر من از جدّ من روایت مى‏كرد كه جدّ شما گفته است: «در جوار ما شهرى است به نام قزوین كه پایگاه مرزى است و جنگجویان در حال آماده‏باش دفاعى به سر مى‏برند. برابر آنان، دشمنى است به نام دیلم كه گهگاه از ]داخل جنگل[ سرازیر مى‏شوند و بر سر مسلمانان مى‏تازند». جد من پرسیده است: «آیا رخصت مى‏دهید در جهاد با كفّار یا آماده‏باش دفاعى شركت كنیم؟» و جدّ شما گفته است: «بر شما باد كه راه مكه را در پیش بگیرید و خانه خدا را زیارت كنید». جدّ من تا سه نوبت، وضعیت مرزى را تشریح كرده و رخصت دفاع خواسته است و جد شما در هر سه نوبت، همین پاسخ را تكرار كرده است كه: «بر شما باد كه راه مكه را در پیش بگیرید و خانه خدا را زیارت كنید» و در آخرین نوبت افزوده است كه: «آیا شیعه ما رضایت نمى‏دهد كه در خانه خود بنشیند و دارایى خود را براى اهل و عیال خود خرج كند و منتظر فرمان ما بماند؟ اگر شیعه ما زنده بماند و حكومت ما را درك كند، هم تراز كسانى است كه در ركاب رسول خدا به جنگ بدر رفته‏اند. و اگر در حال انتظار بمیرد، هم تراز كسانى است كه با قائم آل محمد قیام مى‏كنند و در سراپرده او مانند این دو انگشت شهادت در كنار هم مى‏نشیند». آیا این حدیثى كه جدّ من از جدّ شما روایت كرده، صحیح است؟
ابو الحسن الرضا گفت: «آرى؛ صحیح است و سخن حقّ، همان است كه بازگو كرده است[8]».
این روایت، به دیدگاه امامان علیهم السلام درباره جنگ خلفا و فتوحاتشان اشاره دارد که راضی به مشارکت شیعیان در این جنگ‌ها نبودند. ما این مطلب را در مباحث اعتقادی خود متعرض شده و بیان کرده‌ایم که هیچ یك از امامان علیهم السلام با مشارکت شیعیان در این جنگ‌ها موافق نبودند و خودشان هم در هیچ جنگی شركت نكردند.
طبری در تاریخ خود مدعی شركت حسنین(علیهماالسلام) در جنگ‌ها است. او طی نقلی با سند خود از علی بن مجاهد از حنش بن مالك می‌نویسد: در سال سی هجری سعید بن عاص به قصد فتح خراسان از كوفه لشكر كشی كرد و عده‌ای از صحابه، همانند حذیفه بن یمان و امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) و عبد الله بن عباس نیز او را همراهی می‌كردند. (طبری، 1408: ج2، ص607)
در پاسخ و نقد این نظریه می‌گوییم:
اولاًً. در سند این نقل علی بن مجاهد آمده است و درباره او علمای رجال اهل سنت همانند یحیی بن معین گفته اند: «او جعّال و وضّاع حدیث است و كتاب مغازی (جنگ نامه) نوشته و برای مطالب آن، سند جعل و ساخته است». بعضی دیگر نیز همانند یحیی بن ضریس او را كذاب و دروغ گو معرفی كرده‌اند. (عسقلانی، 1404: ج7، ص330)
ثانیاً. این نقل، با نقل سهمی در كتاب تاریخ جرجان منافات دارد؛ چون او به صراحت، شركت امام حسن مجتبی علیه السلام را در فتح ایران و آمدن ایشان به این سرزمین را در غیر زمان امیر مؤمنان علیه السلام منكر شده، می‌گوید:
و ذكر عباس بن عبدالرحمن المروزی فی كتابه التاریخ: فقال قدم الحسن بن علی و عبد الله بن الزبیر اصبهان مجتازین إلی جرجان. فان ثبت هذا یدل علی أنه كان فی أیام أمیرالمؤمنین علی بن ابی طالب. (سهمی، 1401: ص48)
فشار بر شیعه در دوران غیبت :
یكی از ویژگی‌های دوران غیبت كه در كلام امام رضا علیه السلام به آن اشاره شده، موضوع فشار بر شیعه در دوران غیبت است. على بن فضال گوید: على بن موسى الرضا علیه السلام فرمود: «گویی شیعه را مى‏بینم كه وقتى سومین فرزند مرا از دست بدهند، مانند چارپایان، چراگاه می‌جویند و نمى‏یابند». عرض كردم: «یا ابن رسول اللَّه! براى چه؟» فرمود: «براى آنكه امامشان از آن‌ها پنهان است». عرض كردم: «براى چه؟» فرمود: «براى آنكه چون با شمشیر قیام كند، بیعت كسى در گردنش نباشد[9]».
این روایت به سرگردانی شیعه و انحراف تعداد بسیاری از نظر اعتقادی به سبب غیبت امام اشاره دارد؛ همچنان که در این روایت به علت غیبت اشاره کرده است. ما در بحث درباره علت غیبت، گفته‌ایم که این علت و علت‌های دیگری از این قبیل، چیزی جز بیان حکمت‌هایی در این خصوص نیست و امامان علیهم السلام در بیان سبب واقعی غیبت تا قبل از ظهور، مأذون نیستند؛ چنان كه امام صادق فرمود: «لأمر لم یؤذن لنا فی كشفه لكم»؛ یعنی بدین سبب كه به ما اجازه داده نشده است آن را برای شما فاش كنیم. (صدوق، همان: ج2، ص481)
شباهت‌های بین انبیا و امام مهدی علیهم السلام :
حسن بن قیاما صیرفی می‌گوید: از ابا الحسن امام رضا علیه السلام پرسیدم: «فدایت شوم! پدرتان چه شد؟» فرمود: «همانند پدرانش علیهم السلام درگذشت». عرض کردم: «پس با حدیثی که زرعه بن محمد حضرمی از سماعه بن مهران نقل کرده است، چه کنم که امام صادق علیه السلام فرموده است: در این پسرم، شباهت به پنج تن از انبیا علیهم السلام است؛ همان طور که یوسف علیه السلام مورد حسد واقع شد، آن حضرت نیز مورد حسد واقع خواهد شد و همان طور که یونس غایب شد، آن حضرت نیز غایب خواهد شد و سه شباهت دیگر را ذکر کرد». امام فرمود: «زرعه دروغ گفته است. حدیث سماعۀ این چنین نیست؛ بلکه گفته: صاحب این امر یعنی در قائم شباهت به پنج تن از انبیا است و نگفته: پسرم[10]».
این مسأله را پیش تر، بیان كردیم و حدیث در مقام رد ادعای باطل واقفیه است.
علائم ظهور :
برخی روایات، نشان از آن دارد که قیام سفیانی و خروج یمانی، از نشانه‌های محکم ظهور حضرت حجت به شمار می‌آید.
احمد بن محمّد بن ابی نصر از امام رضا علیه السلام روایت كرده است كه آن حضرت فرمود:
پیش از این امر، سفیانى و یمانى و مروانى و شعیب بن صالح باید ظاهر شوند. پس چگونه این شخص ]محمّد بن ابراهیم بن اسماعیل معروف به ابن طباطبا است[ چنین ادّعا مى‏كند؟». (نعمانی، 1360: ص253)
یعنى ادّعاى مهدویت مى‏كند و خود را قائم آل محمّد مى‏داند. همچنین حسن بن جهم، به امام رضا علیه السلام عرض كرد: «خداوند حال شما را به صلاح گرداند! آنان بازگو می‌كنند كه سفیانى، در حالى قیام می‌كند كه بساط سلطنت بنى عبّاس برچیده شده باشد» فرمود: دروغ می‌گویند. او قیام می‌كند و بساط سلطنت آنان هنوز برپا است[11]».
ظاهر برخی روایات این است که خروج سفیانی با حکومت بنی عباس مقارن خواهد بود و بعضی، این روایات را به برپایی دوباره حکومت عباسیان پیش از قیام امام مهدی علیه السلام حمل کرده‌اند. در این روایت نیز احتمال برپایی حکومت عباسیان پیش از سفیانی قابل استفاده است یا اینكه در این خصوصیت از سفیانی بداء حاصل شده است؛ چنانكه مرحوم مجلسی در بحارالانوار به آن اشاره كرده‌ است. (مجلسی، 1404: ج52، ص251)
ابن اسباط نقل میكند كه به امام رضا علیه السلام عرض كردم: «فدایت شوم! ثعلبه بن میمون از علی بن مغیره و او از زید قمی (زید العمی) از امام زین العابدین علیه السلام برای من نقل كرد كه فرموده است: «قائم ما در موسمی كه مردم به حج روند، قیام كند» امام رضا علیه السلام فرمود: «آیا قائم بدون خروج سفیانی قیام میكند؟ قیام قائم ما از جانب خدا مسلّم است و آمدن سفیانی هم حتمی است و قائم فقط پس از خروج سفیانی ظهور كند». عرض كردم: «فدایت شوم! آنچه فرمودی، امسال واقع میشود؟» فرمود: «هرچه خدا اراده كند، خواهد شد. عرض كردم: «در سال بعد چطور؟» فرمود: «خدا هرچه را بخواهد، انجام دهد». (حمیری، 1413: ص217)
از دیگر نشانه‌های ظهور، آنکه معمر بن خلاد از حضرت رضا علیه السلام روایت كند كه فرمود:
گویی پرچم هاى سبزرنگ را كه از مصر رو آورده است، مى‏بینم كه به شامات آید و به فرزند صاحب وصیت‌ها هدیه كند[12].
شاید این روایت اشاره به سی نفر مؤمن مصری باشد که در روایات از آنان به «نجباء» تعبیر شده است[13].
همچنین برخی دیگر از روایات نیز از امام رضا علیه السلام نقل شده که ناظر به نشانه‌های ظهور می‌باشد؛ از جمله:
احمد بن محمد بن عیسی از احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: شنیدم امام رضا علیه السلام می‌فرمود:
ابن ابی حمزه گمان میكرد كه جعفر خیال میكند پدرم قائم آل محمد است؛ ولی جعفر از آنچه میباید پیش از ظهور قائم پدید آید، اطلاع نداشت. به خدا قسم! خداوند از زبان پیامبرش این طور نقل میكند: «من نمیدانم بر من و شما چه خواهد گذشت، من فقط از آنچه از راه وحی به من فرموده، پیروی میكنم». (انعام: 50).
جدّم امام باقر علیه السلام میفرمود: «چهار حادثه پیش از قائم خواهد بود كه علامت ظهور او است» آن گاه امام رضا علیه السلام فرمود: «سه حادثه به وقوع پیوسته و یك حادثه دیگر باقی مانده است». عرض كردم: «حوادثی كه گذشته، كدام است؟» فرمود: «اول ماه رجب بود كه صاحب خراسان در آن ماه، خلع شد. دوم ماه رجبی بود كه بر پسر زبیده شوریدند. سوم، ماه رجبی است كه محمد بن ابراهیم در آن ماه، از كوفه قیام كرد». عرض كردم: «آیا رجب چهارم هم به این سه ماه میپیوندد؟» فرمود: جدم امام محمدباقر علیه السلام این طور فرموده است». (حمیری، همان: ص219)
احمد بن محمد بن ابی نصر از امام رضا علیه السلام نقل می‌كند كه فرمود:
چقدر صبر پیشه كردن و انتظار فرج كشیدن، نیكو است! آیا نشنیدهاید كه پدرم امام موسی كاظم علیه السلام فرمود: «چشم به راه باشید كه من نیز چشم به راهم و منتظر باشید كه من هم با شما از منتظران هستم. پس صبر پیشه گیرید كه فرج آل محمد و ظهور حق، هنگام یأس و ناامیدی فرا خواهد رسید و این را هم بدانید آن‌ها كه پیش از شما بودند، بیش از شما صبر كردهاند». امام محمدباقر علیه السلام هم میفرمود: «به خدا قسم! آنچه در این امت است عیناً در امت‌های پیشین هم بوده است؛ از این رو باید میان شما آن باشد كه میان پیشینیان وجود داشته است؛ به طوری كه اگر به طرز خاصّی زندگی می‌كردید، برخلاف روش مردم پیشین بودید. اگر علما افرادی را مییافتند كه حقایق دین خدا و رازهای جهان هستی را به آن‌ها بگویند و می‌دانستند كه این راز هم سر بسته میماند و ]به دشمن نمی‌گوئید[ بسیاری از حقایق و اسرار را می‌گفتند و حكمت‌ها را منتشر می-ساختند؛ ولی خداوند شما را طوری آفریده است كه اسرارش را فاش می‌كنید. شما مردمی هستید كه با دل، ما را دوست میدارید؛ ولی عمل شما مخالف آن است. به خدا قسم! اختلاف شیعیان، آرام نمیگیرد و به همین سبب، صاحب شما پنهان می‌شود. چرا نمی-توانید جلو خود را بگیرید و صبر كنید، تا خداوند متعال آن كس را كه می‌خواهد، بیاورد؟ این كار ]ظهور[ به دلخواه مردم انجام نمی‌پذیرد؛ بلكه این امرِ خداوند و بسته به مشیت او است. بر شما است كه صبر كنید. همیشه كسانی كه از فوت شدن كاری وحشت دارند، در آن شتاب میكنند. (حمیری، همان: ص224)
ایوب بن نوح از ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام روایت كرده است كه فرمود:
هرگاه عَلَم شما از پشت سرتان ظهور كرد، فرج را از زیر پایتان انتظار كشید. (نعمانی، همان: ص174، ص987)
اسحاق بن صباح از اباالحسن امام رضا علیه السلام نقل می‌كند كه فرمود:
این امر ]ولایت[ به زودی به كسی میرسد كه نامش فراموش شده است. (نعمانی، همان: ص174).
محمد بن ابی نصر گوید: ابا الحسن علیه السلام فرمود:
به خدا قسم! آنچه شما چشم به سوی آن دوختهاید، واقع نمیشود، مگر بعد از اینكه تمییز داده شوید و امتحان بدهید و تا هنگامی كه جز دستهای اندك، كسی از شما شیعیان نمیماند. سپس این آیه را تلاوت فرمود: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا یعْلَمِ اللّهُ الَّذِینَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ؛ آیا گمان میكنید كه شما را به حال خود میگذارند و تاكنون خداوند آن‌ها را كه جهاد میكنند و ثابت قدم میمانند، نمیشناسد؟» (طوسی، 1411: ص268).
حسن بن جهم گوید: شخصی از امام ابالحسن الرضا علیه السلام درباره فرج پرسید. حضرت فرمود: «چه می-خواهی؟ میخواهی مفصّل بیان كنم یا مجمل و سر بسته؟» عرض كرد: «به طور اجمال بفرمایید». حضرت فرمود: «هنگامی كه پرچمهای طایفه قیس در مصر و پرچم‌های (كنده) در خراسان به حركت آمد، آن گاه موقع فرج است». (طوسی، همان: ص276)
همچنین حسن بن محبوب از امام رضا علیه السلام روایت كرد كه فرمود:
آشوبی روی میدهد كه زیركان و محتاطان از خواص ما به آن گرفتار آیند و این، زمانی است كه شیعیان، سوّمین از اولاد مرا از دست بدهند كه اهل آسمان و زمین بر وی گریه كنند.
سپس فرمود:
پدر و مادرم فدای او باد! هم نام جدّم و شبیه به من و شبیه موسی بن عمران است. بر او گریبان و طوقهای نور است كه از شعاع نور قدس، پرتو گرفته است. چه بسیارند مؤمنانی كه هنگام از دست دادن آب صاف و گوارا ]امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف‌[متأسّف و تشنه و محزون شوند. گویی آنها را در ناامیدی میبینم كه ندا میشوند به ندایی از دور كه گویی از نزدیك هم شنیده شود: او رحمتی بر مؤمنان و عذابی بر كافران است. (صدوق، همان: ص370)
حسین بن خالد گوید كه علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمود:
«كسی كه ورع نداشته باشد، دین ندارد و كسی كه تقیه نداشته باشد، ایمان ندارد. گرامیترین شما نزد پروردگار، كسی است كه بیشتر به تَقیه عمل كند». گفتند: «ای فرزند رسول خدا! تا كی؟» فرمود: «تا روز وقت معلوم كه روز خروج قائم ما اهل بیت است. كسی كه تقیه را پیش از خروج قائم ما ترك كند، از ما نیست». گفتند: «ای فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بیت كیست؟» فرمود: «چهارمین از فرزندان من، فرزند سرور كنیزان. خداوند به واسطه وی، زمین را از هر ستمی پاك كند و از هر ظلمی منزّه سازد. او كسی است كه مردم در ولادتش شكّ كنند و او كسی است كه پیش از خروجش، غیبت كند و آن گاه كه خروج كند، زمین به نورش منوّر شود.... او كسی است كه زمین برای او پیچیده شود و برای او سایهای نباشد. او كسی است كه از آسمان، ندا كنندهای او را با نام ندا كند و وی دعوت نماید؛ به گونهای كه همه اهل زمین صدای او را بشنوند. او می‌گوید: «آگاه باشید حجت خدا در بیت خدا ظهور كرد؛ از او پیروی كنید؛ حقّ با او است و در او است. و این همان قول خدای متعال است كه میفرماید: «اگر بخواهیم آیهای را بر آن‌ها از آسمان نازل می‌كنیم، تا گردن هاشان برابر او خاضع شود. (صدوق، همان: ص371)
عبدالسلام هروی گوید: از دعبل خزاعی شنیدم كه میگفت: بر مولای خود امام رضا علیه السلام قصیده خود را خواندم كه این چنین آغاز میشود:
مدارسُ آیاتٍ خلت منتلاوه

و منزل وحی مقفر العرصات

(مراكز فرهنگی و مدارس قرآنی‌ای كه از تلاوت تهی شده است
و منزل وحی كه عرصههای آن به بیابانهای بیآب و علف مبدل شده)
تا به این بیت رسیدم:
خروج امام لا محاله خارج

یقوم علی اسم الله و البركات

(ظهور امامی كه حتماً باید بیاید او به نام خدا و بركات او قیام می‌كند)
یمیز فینا كلّ حقّ و باطل

و یجزی علی النعماء و النقمات

(تا میان ما هر حقی را از باطل جدا كند و پاداش هر نعمت و نقمتی را ادا كند)
امام رضا علیه السلام به سختی گریست. سپس سر مباركش را بلند كرده، فرمودند: «ای خزاعی! روح القدس این دو بیت را بر زبان تو جاری ساخت. آیا میدانی این امام كیست و كی قیام میكند؟» گفتم: «نه مولای من! فقط شنیدهام كه امامی از شما خروج میكند و زمین را از فساد، پاك و آن را از عدل آكنده میسازد، آن چنان كه از ستم پر شده باشد». فرمود: «ای دعبل! امامِ پس از من، فرزندم محمّد است و پس از او فرزندش، علی و پس از او فرزندش، حسن و پس از حسن، فرزند او حجت قائم كه در دوران غیبتش منتظر او باشند و در ظهورش از او اطاعت كنند. اگر از دنیا جز یكروز باقی نمانده باشد، خدای متعال آن را طولانی می‌نماید تا او خروج كند و زمین را از عدل آكنده نماید؛ آنچنان كه از ستم پر شده باشد.
امّا چه زمانی خواهد بود؟ این اخبار از وقت ظهور است و پدرم از پدرانش روایت كند كه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفتند: «ای رسول خدا! قائم از فرزندان شما كی خروج میكند؟» فرمود: «مَثَل او مَثَل قیامت است كه «كسی جز خدا وقت آن را معلوم نمیكند. این مطلب در آسمانها و زمین گران آمده، به طور ناگهانی به سوی شما خواهد آمد. (صدوق، همان: ص372)
برخورد با ظالمان و تأییدكنندگان ظلم :
عبدالسلام هروی میگوید:
محضر مبارك حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرضا(علیه السلام) عرض كردم: «ای فرزند رسول خدا! درباره روایتی كه از امام صادق علیه السلام نقل شده و آن حضرت فرمودند: هرگاه حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خروج كند، فرزندان قاتلان امام حسین علیه السلام را به سبب كردار پدرانشان میكشد، چه میفرمایید؟» حضرت فرمود: «واقع، همین است». عرض كردم: «پس فرموده خداوند در قرآن كه «هیچ كس بار گناه دیگری را بردوش نگیرد» معنایش چیست؟»
حضرت فرمود: «خداوند در همه اقوالش صادق است؛ ولی باید توجه داشته باشی كه فرزندان قاتلان امام حسین علیه السلام به افعال و كردار پدرانشان راضی بودند و به آن‌ها افتخار هم می‌كردند، لذا همچون قاتلان سیدالشهداء می‌باشند. اگر شخصی در مشرق كشته شود و دیگری در مغرب راضی و خشنود باشد، هر دو نزد خداوند، شریك در قتل می‌باشند...
و چون این فرزندان به كردار پدرانشان راضی میباشند، لاجرم حضرت قائم علیه السلام قیام نموده، ایشان را قصاص میكند». محضرش عرضه داشتم: «چرا حضرت وقتی قیام فرمود، اوّل ایشان را قصاص میكند؟» حضرت فرمود: «قائم علیه السلام از بنی شیبه آغاز میكند، به این صورت كه دستانشان را قطع میفرمایند؛ زیرا آنها سارقین بیت الله می-باشند. (صدوق، 1386، الف: ص218)
سخن آخر :
پایان این بحث را با یكی از سخنان گهربار امام رضا علیه السلام درباره تأكید بر پیروی از ائمه دوازده گانه مزین می‌كنیم. حسین بن خالد از علی بن موسی الرضا علیه السلام از پدران بزرگوارش از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حدیث كند كه فرمود:
هر كس دوست دارد به دین من چنگ زند و پس از من بر كشتی نجات سوار شود، از علی بن ابی طالب پیروی كند و دشمنش را دشمن، و دوستش را دوست بدارد و از امامان و فرزندان او اطاعت كند. همانا آن‌ها جانشینان من و اوصیای من و حجت‌های خدا بر بندگان پس از من هستند. او بهترین امت من و حركت دهنده مومنان به سوی بهشت است. حزب آن‌ها حزب من و حزب من، حزب خدا است و حزب دشمنان آن‌ها، حزب شیطان است. (صدوق، 1417: ص70)
همدم و مونس امام مهدی علیه السلام در دوران غیبت :
حسن بن فضّال گوید: شنیدم حضرت رضا علیه السلام می‌فرمود:
چون خضر آب زندگانى نوشید، تا نفخ صور زنده است. او نزد ما مى‏آید و به ما سلام می‌كند. ما صداى او را می‌شنویم؛ ولى خود او را نمى‏بینیم. هر جا از وى نام برند، حاضر مى‏شود. هر كسى از شما نام او را می‌برد، به وى سلام كند. خضر هر سال در موسم حج حاضر مى‏شود و همه اعمال حج را انجام می‌دهد. او در عرفه وقوف می‌كند و براى استجابت دعاى مؤمنان آمین می‌گوید. به زودى خداوند وحشت قائم ما را در طول غیبتش، به وسیله انس یافتن با او برطرف می‌كند و تنهایى او را به رفاقت با وى مبدل می‌سازد».[14]
یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف :
درباره سپاه و یاران حضرت نیز می‌توان اقسامی از یاوران را بر حسب روایات امام رضا برشماریم:
1. فرشتگان
ریان بن شبیب گوید: بر حضرت رضا علیه السلامدر روز اول ماه محرم وارد شدم، حضرت فرمود:
... و لقد نزل إلی الأرض من الملائكه أربعه آلاف لنصره فلم یؤذن لهم فهم عند قبره شعثُ غبر إلی أن یقوم القائم علیه السلام. فیكونون من أنصاره و شعارهم «یا لثارات الحسین»؛
... و چهار هزار ملك از فلك برای یارى آن جناب به زمین نزول كردند. آن بزرگوار ایشان را اذن جهاد نداد؛ پس ایشان نزد قبر آن مظلوم، پیوسته موپریشان و غبارآلوده‏اند، تا روزى كه قائم آل محمد ظهور كند و از یاران او باشند و شعار و علامت ایشان در آن روز این است كه فریاد كنند: «یا لثارات الحسین»... (صدوق، 1386ب: ج1، ص192)‏
2. حضرت عیسی علیه السلام
حسن بن جهم گوید: روزى به مجلس مأمون وارد شدم. حضرت رضا علیه السلام آنجا بود و علماى علم كلام و فقهای هر فرقه و طایفه‏اى در آن مجلس بودند.... مأمون پرسید: «شما درباره رجعت چه می‌فرمایید؟» امام علیه السلام فرمود:
«آن، بجا و حقّ است، و در امت هاى پیشین هم بوده است. قرآن مجید هم بدان ناطق است، و رسول خدا‌ صلی الله علیه و آله و سلم هم فرموده است: هر چه در امّت هاى سابق، اتّفاق افتاده است، در این امّت نیز اتّفاق خواهد افتاد؛ بى‏كم و كاست و بدون تفاوت و فرمود: هر گاه مهدىّ امّت از اولاد من خروج كند، عیسى بن مریم نازل شود، و پشت سر او با او نماز گزارد و فرمود: «اسلام، با غریبى شروع شد و به زودى به غربت باز گردد؛ پس خوشا به حال غربا» پرسیدند: «یا رسول اللَّه سپس چه خواهد شد؟» فرمود: «سپس حقّ به صاحبش باز خواهد گشت...»[15].
رجعت :
صفوان بن یحیی گوید: شنیدم ابو الحسن رضا علیه السلام درباره رجعت می‌فرمود:
کسانی که از مؤمنان مرده باشند، کشته می‌شوند و کسانی که کشته شده باشند، می‌میرند[16].
رجعت، از جمله اعتقادات ضروری ثابت شده نزد ما امامیه است. در روایات است که برخی از مؤمنان و برخی از کافران و کسانی که دارای ایمان محض یا کفر محض هستند رجعت خواهند كرد؛ ولی تفصیل برخی امور در رجعت مانند اینکه مؤمنی که قبلاً مرده در رجعت کشته و شهید خواهد شد و بر عکس در صورتی که مستند معتبری داشته باشد، به آن استناد خواهد شد.
توسل به امام مهدی در سختی‌ها :
سید بن طاووس گوید: و از آن جمله، دعایى است براى مولاى ما حضرت امام رضا علیه السلام كه آن را در كتاب اصل ـ كه از مصنّفات یونس بن بكیر است ـ یافتیم. یونس گفته كه از مولاى خود حضرت امام رضا علیه السلام خواستم كه به من دعایى تعلیم كند كه آن را در سختی‌ها بخوانم. آن حضرت به من فرمودند: «محافظت كن آنچه را كه براى تو مى‏نویسم و آن را در هر سختى بخوان كه حاجت تو برآورده مى‏شود و آنچه را كه آرزو نمایى، به تو عطا می‌كنند»؛ پس براى من این دعا را نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم ان ذنوبی و كثرتها قد أخلقت و جهی عندك... اللهم و قد أصبحت یومی هذا لاثقه لی ولارجاء و لا ملجأ و لا مفزع ولا منجی غیر من توسّلت بهم متقرباً الی رسولك محمد صلی الله علیه و آله و سلم ثم علی أمیر المؤمنین و الزهراء سیده نساءالعالمین و الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحسن و من بعدهم یقیم المحجه إلی الحجه المستوره من ولده المرجو للأمه من بعده فاجعلهم فی هذا الیوم و ما بعده حصنی من المكاره و معقلی من المخاوف و نجّنی بهم من كل عَدُوٍّ و طاغ و باغٍ و فاسق و من شر ما أعرف و ما أنكر و ما استتر عنی و ما أبصر و من شر كل دابّه ربی آخذ بناصیتها إنك علی صراط مستقیم.
اللهم بتوسلی بهم إلیك و تقربی بمحبتهم و تحصّنی بإمامتهم افتح علی فی هذا الیوم أبواب رزقك و انشر علی رحمتك و حبّبنی إلی خلقك وجنّبی بغضهم و عداوتهم انك علی كل شئ قدیر؛
به نام خداى بخشاینده مهربان. خداوندا! به درستى كه گناهان من و بسیارىِ آن‌ها به تحقیق كه كهنه كرده است روى مرا نزد تو... خداوندا! و به تحقیق كه داخل در صبح شدم در این روز خودم؛ در حالى كه نیست اعتمادى براى من و نه امیدى و نه پناهى و نه گریزگاهى و نه محلّ نجاتى به جز آن كسانى كه متوسّل شده‏ام به ایشان و به سوى تو نزدیكى جسته‏ام به سوى فرستاده تو؛ یعنى حضرت محمّد ـ رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او ـ پس بعد از او پیشواى مؤمنان كه حضرت على است ـ بر او باد درود ـ و بعد از او حضرت فاطمه زهرا كه برگزیده همه زنان عالمیان است و حضرت امام حسن و امام حسین و امام علىّ بن حسین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق و امام موسى و امام على رضا و امام محمّد تقى و امام علىّ نقى و امام حسن عسكرى و كسى كه بعد از ایشان به پاى دارنده دین است تا به حجت و دلیل روز قیامت كه [پنهان است و‏] از اولاد پیغمبر است و امید داشته‏شده از براى امت است بعد از پیغمبر بر او و بر ایشان باد درود. خداوندا پس بگردان ایشان را در این روز و در پس این روز، حصار ـ و پناه و محل امن ـ من كه نگاه دارند مرا از ناخوشی‌ها و قلعه و پناه من كه محافظت نمایند مرا از آنچه مى‏ترسم از آن‌ها و رهایى ده مرا به سبب ایشان از هر دشمنى و از هر تجاوزكننده‏اى و از هر فاسقى و ستمكارى و از شرّ آنچه مى‏شناسم آن را و نمى‏شناسم آن را و آنچه پوشیده است از من و آنچه مى‏بینم و از شرّ هر جانور حركت‏كننده‏اى‏ كه اى پروردگار من! تو گرفته‏اى پیش سر او را. به درستى كه تو بر راه راستى، خداوندا! پس به حق وسیله جستن من به ایشان به سوى تو و نزدیكى جستن من به وسیله دوستى ایشان و متحصن شدن من به اقرار به امامت ایشان بگشاى بر من در این روز درهاى روزى از جانب خود را و پهن كن بر من رحمت خود را و دوست گردان مرا به سوى مخلوقات خود و دور گردان مرا از كینه ایشان و دشمنى ایشان، به درستى كه تو بر همه چیز بسیار توانایى... (ابن طاووس، 1323: ص253).
مقاله را با دو دعای منقول از امام رضا علیه السلام که درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است خاتمه می‌دهیم :
1. دعا برای حضرت حجت علیه السلام در قنوت نماز
مقاتل بن مقاتل روایت کرده است امام رضا علیه السلام فرمود: «در قنوت نماز جمعه چه می‌گویید؟» عرض کردم:« آنچه مردم می‌گویند» فرمود:« همانند آنان نگو؛ بلکه چنین بگو»:
اللهم أصلح عبدك و خلیفتك بما اصلحت به أنبیائك و رسلك و حفّهُ بملائكتك وأیده بروح القدس من عندك و اسلكه من بین یدیه و من خلفه رَصَداً یحفظونه من كل سوء و أبدله من بعد خوفه امناً یعبدك لایشرك بك شیئا و لاتجعل لأحد من خلقك علی ولیك سلطاناً و اذن له فی جهاد عدوك و عدوه و اجعلنی من أنصاره انك علی كل شیء قدیر؛
بار الها! كار ظهور بنده شایسته و خلیفه راستینت ]امام مهدى[ را اصلاح فرما، همان گونه كه كار پیامبران و فرستادگانت را اصلاح كردی و از فرشتگانت نگاهبانى بر او بگمار و از عنایات خویش با ]روح القدس[او را یارى و پشتیبانى فرما. و دیده بانانى از پیش رو و پشت سر همراه وى گردان، تا از هر بدى نگاهش دارند و ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز كه او تورا مى پرستد و هیچ چیز را همتا و همانند تو نمى داند؛ پس براى هیچ یك از آفریدگانت برترى و چیرگى نسبت به (ولى) خودت قرار مده. و او را در جهاد با دشمنت و دشمنش اجازه فرما. و مرا از یاران او بشمار آور كه همانا بر هر كارى توانائى. (طوسی، 1411: ص366)
2. دعا برای امام مهدی علیه السلام در هر روز
شیخ طوسی گوید كه طبق روایت یونس بن عبدالرحمن امام رضا علیه السلام به دعا برای صاحب الامر به وسیله این عبارت امر می‌فرمود:
اللهم ادفع عن ولیك و خلیفتك و حجتك علی خلقك ولسانك المعبّر عنك الناطق لحكمتك و عینك الناظره بإذنك و شاهدك علی عبادك الجحجاح المجاهد العائذ بك العابد عندك. و اَعِذه من شَرِّ جمیع ماخلقت و برأت و أنشات و صوّرت واحفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله و من فوقه و من تحته بحفظك الذی لایضیعُ من حفظته به و احفظ فیه رسولك و آباءَهَ ائمّتك و دعائم دینك و اجعله فی ودیعتك التی لاتضیع و فی جوارك الذی لایخفر و فی منعك و عزّك الذی لایقهر. و آمنه بأمانِك الوثیق الذی لایخذل من آمنته به. واجعله فی كنفك الذی لایرام من كان فیه. و انصره بنصرك العزیز. و أیده بجندك الغالب. و قوّهِ بقوتك و أردفه بملائكتك. و وال من والاه و عاد من عاداه. وألبسه درعك الحصینه و حفّه بالملائكه حفاً.
اللهم اشعب به الصدع و ارتق به الفتق و أمت به الجور و أظهر به العدل، وزین بطول بقائه الأرض وأیده بالنصر و انصره بالرعب. وقوّ ناصریه واخذل خاذلیه و دَمدم من نصب له و دمّر من غشّه واقتل به جبابره الكفر و عُمُدَهُ و دعائمه و اقصم به رؤوس الضلاله و شارعه البدع و ممیته السُّنه و مقویه الباطل. و ذلّل به الجبارین و أبِر به الكافرین وجمیع الملحدین فی مشارق الأرض و مغاربها؛ برّها و بحرها سهلها و جبلها حتی لاتدع منهم دیاراً و لا تبقی لهم آثارا.
اللهم طهّر منهم بلادک و اشف منهم عبادک و أعز به المومنین و أحی به سنن المرسلین و دارس حکم النبیین و جدد به ما محی من دینک و بُدّل من حکمک حتی تعید دینک به و علی یدیه غضاً جدیداً صحیحاً محضاً لاعوج فیه ولابدعه معه و حتی تنیر بعدله ظلم الجور و تطفیء به نیران الکفر و تظهر به معاقد الحق و مجهول العدل و توضح به مشکلات الحکم.
اللهم و إنه عبدک الذی استخلصته لنفسک و اصطفیته من خلقک و اصطفیته علی عبادک و ائتمنته علی غیبک و عصمته من الذنوب و برأته من العیوب و طهرته من الرجس و صرفته عن الدنس.
اللهم فانا نشهد له یوم القیامه و یوم حلول الطامه أنه لم یذنب ذنبا و لم یات حوباً و لم یرتکب لک معصیه و لم یضیع لک طاعه و لم یهتک لک حرمه و لم یبدل لک فریضه و لم یغیر لک شریعه و أنه الامام التقی الهادی المهتدی الطاهر النقی الوفی الرضی الزکی.
اللهم فصل علیه و علی آبائه و أعطه فی نفسه و ولده و أهله و ذریته و أمته و جمیع رعیته ماتقر به عینه و تسر به نفسه و تجمع له ملک المملکات کلها، قریبها و بعیدها و عزیزها و ذلیلها، حتی یجری حکمه علی کل حکم و یغلب بحقه کل باطل.
اللهم واسلک بنا علی یدیه منهاج الهدی و المحجه العظمی و الطریقه الوسطی التی یرجع إلیها الغالی و یلحق بها التالی. اللهم وقونا علی طاعته و ثبتنا علی مشایعته و امنن علینا بمتابعته و اجعلنا فی حزبه ألقوامین بأمره الصابرین معه الطالبین رضاک بمناصحته. حتی تحشرنا یوم القیامه فی أنصاره و أعوانه و مقویه سلطانه.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و اجعل ذلک کله منا لک خالصاً من کل شک و شبهه و ریاء و سمعه حتی لانعتمد به غیرک و لانطلب به إلا وجهک و حتی تحلنا محله و تجعلنا فی الجنه معه و لاتبتلنا فی أمره بالسأمه و الکسل و الفتره و اجعلنا ممن تنتصر به لدینک و تعز به نصر ولیک و لاتستبدل بنا غیرنا فان استبدالک بنا غیرنا علیک یسیر و هو علینا کبیر؛ (طوسی، همان: ص409)
اى پروردگار! تو هر بلا را دفع كن از ولى خود و خلیفه خویش و حجت بر خلق عالمت ‏و زبانت كه از تو به سخن آید و به حكمت بالغ تو گویا باشد و چشم بیناى تو كه به امر تو مى‏نگرد و گواه بندگان تو و بزرگ ترین مجاهدان در راه تو و پناه آرنده به حضرتت و بندگى حضور حضرتت كند. اى خدا! او را از شر همه مخلوقاتت كه ایجاد فرمودى، در پناه خود حفظ كن و از شرور پیش رو و پشت سر و طرف راست و چپ و از بالا و پایین از همه آن‌ها او را حفظ كن كه هر كس را تو حفظ كنى، مصون از هر فساد و نابودى است.
نیز به وجود مبارك او پیغمبر اكرمت و پدران او امامان هدى را كه اركان دین تو هستند، همه را حفظ فرما و او را قرار ده در مخزن ودایع خود كه هرگز ضایع در جوار تو نخواهد شد و در آن محیط قوت و عزتت كه هرگز كسی مقهور نمی‌شود. و او را در پناهگاه محكم و استوار خود ایمن بدار كه هر كس آنجا درآید، در امان از هر خذلان است و او را در كنف حمایت خود بدار كه هر كس آن جا است، بى‏آرام و ناشاد نگردد. او را به نصرت با عزت خود منصور دار و به سپاه غالب و قاهر خویش مؤید فرما و به قوت و نیروى ]نامتناهى[ خود قوى و نیرومند گردان و فرشتگانت را با او همراه ساز و دوستانش را دوست دار و دشمنانش را دشمن دار و جوشن حفظ خود را بر او بپوشان و گرداگرد وجود مباركش فرشتگان را براى محافظت بدار.
پروردگارا! تفرقه و پریشانی هاى آفریدگان را به وجود او جمع گردان و رخنه‏هاى خلق را مسدود ساز و جور و ظلم را نابود و حكومت عدل و عدالت كامل را به وجود حضرتش در جهان ظاهر ساز و اهل زمین را به طول بقاى او زینت و كمال بخش و به یارى خود، آن حضرت را مؤید فرما و به رعب و ترس دشمنان از او، او را منصور بر دشمنان ساز. یاوران او را قوى و نیرومند و آنان كه ترك یارى او كنند، آن‌ها را مخذول و مغلوب ساز و آنان كه به دشمنى او قیام كنند، هلاك گردان و كسانى كه با او مكر و دغل ورزند، نابود ساز و ستمگران اهل كفر و سركشان و رؤساى آن‌ها را به شمشیر آن حضرت به خاك هلاك انداز و پشت رؤساى ضلالت را به واسطه او بشكن و كسانى كه وضع بدعت و محو سنت الهى كنند و باطل را قوى سازند، در هم شكن و به وجود آن بزرگوار، جباران ظالم را ذلیل گردان و كافران و ملحدان بى‏دین را از همه روى زمین از مشرق و مغرب و بر و بحر و صحرا و كوه ریشه كن ساز كه دیگر جنبنده‌ای از كافران و اثرى از آثار ملحدان در جهان باقى نگذارى....
این بود بخشی از روایات امام رضا علیه السلام که با امام مهدی علیه السلام ارتباط داشت و در كتب احادیث، ادعیه و تفاسیر آورده شده بود و ما بر آن دست یافتیم و چنانچه بیش از این تتبع شود، شاید به روایات بیشتری دست یابیم.

 

پی نوشت ها :

[2]. بیش از سی و پنج تا چهل روایت از امام رضا علیه السلام در این باره وارد شده است که از قرن سوم تا کنون عالمان حدیث مانند فضل بن شاذان، ثقۀ الاسلام کلینی در کتاب شریف کافی، صدوق در کتاب های کمال الدین، عیون أخبار الرضا علیه السلام، علل الشرایع و امالی؛ مرحوم کشی در رجال خود بنا بر آنچه در کتاباختیار معرفۀ الرجال آمده است، نعمانی در کتاب الغیبۀ، حرانی در تحف العقول، محمد بن جریر طبری شیعی در دلائل الامامۀ و در طبقه های بعدی إربلی در کشف

منبع :

مجله علمی پالیک

برای دیدن این متن در موبایل از این بارکد استفاده کنید

مقالات مشابه