لطفا تا بارگذاری کامل صفحه منتظر بمانید
از شکیبایی شما متشکریم

هدف اصلی در اقتصاد کشاورزی و اقتصاد تولید

کشاورزی بازدید 775

هدف اصلی در اقتصاد کشاورزی و اقتصاد تولید

هدف اصلی در اقتصاد کشاورزی و اقتصاد تولید

در هر فعالیت اقتصادی هدف عبارت است از برآوردن نیازمندیهای زندگی به وسیله منابع محدودی که خداوند در دسترس انسانها گذارده است .نیازمندیهای زندگی هرگز ثابت و یکسان نمی ماند ، بلکه با پیشرفت هایی که در عوامل مختلف زندگی یعنی به بازار آمدن چیزهای تازه ، تغییرات وسایل زندگی ، بالا رفتن قدرت خرید و شاید بیش از هر چیز ، تقلید ، پیوسته روی می دهد هر روز در تغییر است .از دیدگاه اقتصادی بهتر است این تغییرات در نوع و میزان احتیاجات همراه با دگرگونیهای تولید باشد تا امکان فراهم شدن نیازمندیها به آسانی دست دهد . البته همیشه چنین نیست ، چه بسا عواملی که موجب پیشرفت در تولید یا مانع از افزایش آن می گردد و به دست‌ آمدن خواستها و نیازها به آسانی میسر نمی شود .بنابراین پرسشی که پیش آید این است که فعالیت کشاورزی چه نوع احتیاجاتی را در بر می گیرد و ویژگیهای آن احتیاجات کدام است و تأثیر نیازمندیهای مزبور بر فعالیت کشاورزی چیست ؟ پاسخ به این پرسش ذیلاً داده می شود .

 وضع ویژه تولید کننده فرآورده های کشاورزی در اقتصاد

تولید کننده محصولات کشاورزی می دانند که پس از عرضه محصول به بازار به قدر کافی تقاضا خواهند داشت . از این رو در هر حال ، یک بازار فروش برای او فراهم است و در کشورهای پیشرفته اطمینان بیشتری نیز برای روستایی تولید کننده فراهم شده و آن این است که دولت مازاد محصول او را می خرد تا بنیه اقتصادی کشاورز ضعیف نشده و زیان نبیند .در سال ۱۳۵۲ در ایران نیز با به تصویب رسانیدن آئین نامه ویژه ای (از آئین‌نامه ترتیب تعیین و تخمین کمترین بهای محصولات کشاورزی و دامی) موجبات تأمین خاطر روستاییان را که در گذشته چشمشان به دست خریداران سلف و رباخواران حرفه ای بود فراهم ساخته ولی هنوز در مورد تمامی محصولات عمل نمی شود .می دانیم که تمام کالاها و خدماتی که مردم به کار می بندند ، حاصل کار نظام اقتصادی تولید است و نتیجتاً مقادیر آنها به کارآیی نظام اقتصادی بستگی دارد . هر چقدر نظام اقتصادی بهتر سازمان یافته باشد ، مقادیر کالاهایی که در دسترس مردم قرار می گیرد بیشتر خواهد بود . در هر نظام اقتصادی پنج وظیفه برای بقاء و رشد و توسعه آن باید انجام گیرد .اولین وظیفه نظام اقتصادی تعیین انواع کالاها وخدماتی است که باید تولید بشود چون کالاها و خدمات به خاطر مصرف مردم تولید می شود . برای تضمین مصرف باید کالاها و خدماتی تولید شود که بیشتر از همه مورد نیاز مصرف کنندگان باشد .پس باید وسیله ای باشد که مصرف کنندگان بتوانند توسط آن خواسته های خود را در مورد انواع مقادیر کالاهای مصرفی ابراز کنند .وظیفه دوم نظام اقتصادی سازماندهی به تولید کالاها و خدمات است به نحوی که این کالاها و خدمات با خواسته های مصرف کنندگان مطابقت کند . منابع هر اقتصاد که باید در تولید کالاها و خدمات به کار رود محدود است . از این رو برای تقسیم و تخصیص منابع موجود مانند زمین و کار و سرمایه ، در تولید کالاها و خدماتی که بیشتر از همه مورد نیاز مصرف کنندگان می باشند وجود وسیله ویژه ای ضروری است.اگر نظام اقتصادی طوری تنظیم نشده باشد که این وظیفه با حداکثر کارآئی در آن انجام پذیرد ، کالاها و خدمات کمتر از مقادیر ممکن تولید خواهد شد ، به طوری که با انتقال منابع از تولید بعضی از کالاها و خدمات به تولید برخی دیگر می توان تولید آنها را افزایش داد .وظیفه سوم نظام اقتصادی توزیع تولیدات است ،‌در جامعه پیچیده امروزی ، صاحبان اغلب فعالیتهای اقتصادی منابعی را به کار می گیرد که متعلق به افراد دیگری اتست ، پاداش به کار گرفتن این منابع در تولید کالاها و خدمات موردنیاز مصرف کنندگان به صاحبان اصلی آنها تعلق می گیرد .اگر یک نظام اقتصادی بخواهد به حیات خود ادامه دهد و رشد و توسعه پیدا کند ، باید وسایل لازم برای نگهداری واحدها و وسایل تولیدی خود را فراهم سازد ، این چهارمین وظیفه یک نظام اقتصادی است .کالاها و خدمات جدید تولید نمی شوند ، مگر اینکه نظام اقتصادی طوری سازمان یافته باشد که تولید آنها مورد تشویق قرار گیرد . پس برای تحقیق و نوآوری باید دلگرمی ایجاد شود تا کالاها و خدمات جدید تولید به شیوه ای بهتر در دسترس مصرف کنندگان قرار گیرد وظیفه پنجم نظام اقتصادی فقط به یک دوره کوتاه مدت مربوط می شود ، در هر دوره زمانی مقادیر هر یک از کالاها نسبتاً محدود است . روشن است که مقدار مصرفی هیچ کالایی نمی تواند بر مقدار موجودی آن فزونی یابد. نظام اقتصادی باید طوری تنظیم شده باشد که در هر دوره زمانی مصرف هر یک از کالاها و خدمات را با مقادیر موجود آنها برابر سازد . وظیفه اخیر نظام اقتصادی در واقع نوعی جیره بندی است که به تطبیق مقدار مصرفی از هر یک از کالاها و خدمات با مقدار موجود آنها مربوط می شود .چهار وظیفه اول را که در بالا به آنها اشاره شتد می توان به منزله بیان علاقه مصرف کنندگان به نوع کالاها و خدمات و تنظیم تولید برای جوابگویی به این خواسته ها تلقی کرد . وظیفه پنجم نظام اقتصادی تنظیم مصرف کالا و خدمات موجود بین مصرف کنندگان می باشد . هر نظام اقتصادی صرفنظر از نوع حکومت موجود پنج وظیفه را که بیان کردیم باید انجام دهد لکن طرز انجام آنها به سازمان نظام اقتصادی بستگی دارد . در نوعی از نظام اقتصادی که به نام اقتصاد آزاد خوانده می شود صاحبان منابع (زمین ،کار ، سرمایه) می توانند آنها را در تولید هر نوع کالایی به کار گیرند و یا به افراد دیگر واگذارند تا آن منابع مزبور را در تولید کالاها و خدمات قابل فروش مورد استفاده قرار دهند .در این گونه اقتصاد به صاحبان این منابع پاداش داده می شود و آنها می توانند در مقابل کالاهای مورد علاقه خود را بخرند .در زیر درباره اینکه یک اقتصاد «آزاد» پنج وظیفه فوق را چگونه انجام می دهد به طور خلاصه بحث می کنیم .تعیین نوع کالاهایی که باید تولید شود همانطوریکه گفته شد ، تولید باید به نحوی باشد که کالاهایی که بیشتر از همه مورد نیاز مصرف کنندگان است تولید گردد . باید وسیله ای برای انتقال اطلاعات از مصرف کنندگان به تولید کنندگان موجود باشد ، در نظام اقتصاد آزاد قیمتها نقش مزبور را داشته ، مصرف کنندگان با خرید خود میزان علاقه خویش را ابراز می دارند .وقتی تولید کنندگان ملاحظه کنند که کالایی راحتتر و سریعتر فروخته می شود قیمت آن را بالا می برند تا نفع بیشتری بدست آورند .در مقابل ، افزایش قیمت سبب می‌شود که کالای مزبور کمتر فروخته شود ، در حالی که تولید آن افزایش می یابد ، مصرف‌کنندگان در موقع خرید خود رای می دهند که چه کالایی باید تولید شود . سرعت فروش کالا در بازار به منزله معیاری است که در ازاء قیمت موجود ، میزان علاقه مصرف کنندگان را نشان می‌دهد .برای مثال ممکن است مصرف کنندگان بخواهند که کمتر گوشت مرغ به بازار فرستاده شود ، در این صورت فروشندگان مجبور می شوند که قیمت گوشت مرغ را تنزل دهند تا تمام موجودی خود را بتوانند بفروشند .این کاهش وسیله ای را برای انتقال اطلاعات به تولیدکنندگان گوشت مرغ فراهم میآورد و تولید کنندگان این نکته را در می یابند که بیشتر از آنچه مصرف کنندگان با قیمتهای رایج حاضر به خرید هستند گوشت مرغ تولید می کنند . از طرف دیگر وقتی موجودی گوشت مرغ در مغازه ها به سرعت کاهش می یابد ، به تولید کنندگان این نکته را می رساند که مصرف کنندگان علاقمند هستند در ازای قیمت جاری مقدار بیشتر از مقدار موجود گوشت مرغ بخرند فروشندگان برای بدست‌آوردن سود بیشتر با مشاهده علاقه مصرف کنندگان قیمت گوشت مرغ را بالا می برند .از طرف دیگر فروشندگان برای اینکه مقادیر بیشتری گوشت مرغ را از تولیدکنندگان بخرندبه آنها قیمت بالاتری می پردازند . تولید کنندگان از میزان سرعت فروش کالاهای موجود به شدت علاقمندی مصرف کنندگان پی می برند . مصرف کنندگان با اظهار علاقه خود در بازار سبب می شوند که قیمت کالاها نسبت به هم تغییر کند و بدین وسیله موجبات تنظیم تولید را فراهم می آورند . البته در نظام اقتصاد آزاد همه مصرف کنندگان به یک اندازه درتعیین انواع کالاهایی که باید تولید شوند مؤثر نیستند ، چون میزان خرید هر مصرف کننده به قدرت خرید وی محدود می شود از این رو‌، میزان تأثیر هر مصرف کننده در نوع تولید به قدرت خرید وی بستگی خواهد داشت . مثلاً یک نفر ممکن است اصلاً نان نخورد ولی امساک وی از خوردن نان نمی تواند در تعیین نرخ نان مؤثر باشد ؛ در صورتی که میزان فولادی که یک شرکت بزرگ اتومبیل‌سازی می خرد ، می تواند بر قیمت فولاد در بازار تأثیر زیادی بکند .زمانی که قیمت کالایی نسبت به سایر کالاهای در واکنش به افزایش خرید آن کالا به وسیله مصرف کنندگان افزایش یابد ، تولید کنندگان علاقه مند می شوند که میزان تولید خود را از آن کالا افزایش دهند . از سوی دیگر ، زمانی که قیمت کالایی افزایش یابد مصرف کنندگان علاقمند می شوند از میزان مصرف خود از آن کالا کم کرده از کالاهای دیگر زیادتر مصرف کنند . یعنی تغییرات قیمت کالاها اطلاعات موردنیاز برای ایجاد تغییرات لازم در شیوه مصرف جهت افزایش رفاه را در اختیار مصرف کنندگان قرار می دهد .

 توزیع درآمد حاصل از فروش کالاها

منابع را صاحبانشان یا در تولید کالایی که به فروش خواهند رفت به کار می برند و یا به افرادی دیگری که این کار را انجام می دهند واگذار می کنند . نظام قیمتها منابع را به تولید کالاهایی اختصاص می دهند که درآمد حاصل از آنها حداکثر باشد ، درآمد حاصل از فروش محصول بین صاحبان منابع بر حسب قیمتهای رایج آنها پرداخت می‌گردد .پرداخت در برابر کار دستمزد ، در مقابل زمین اجاره ، در مقابل سرمایه کارمزد و بالاخره ، در مقابل مدیریت را منفعت می نامند .همانطوری که گفته شد تولید کنندگان علاقه مند هستند منابعی را به کار می برند که هزینه تولیدی آنها حداقل گردد . از طرف دیگر شیوه قیمتهای نسبی سبب می شود که صاحبان این منابع آنها را در سودمندترین تولیدات به کار می برند . وقتی تولید‌کننده‌ای مایل به گسترش تولید خود باشد ، برای استفاده از منابع لازم بهای بیشتری بپردازند ، این امر باعث می گردد که صاحبان منابع مزبور آنها را از سایر تولیدات به تولید کالای اخیر انتقال دهند .

 تضمین حفظ و گسترش میزان تولید

برای تضمین جریان منظم کالاها و خدمات درآمد تولید کنندگان باید به اندازه ای باشد که در حفظ و نگهداری واحدها و وسایل تولید انگیزه کافی برای آنان فراهم کند . اگر دریافتیهای بنگاهی از هزینه های آن کمتر باشد گرایشی برای از بین بردن وسایل تولید آن بوجود خواهد آمد ، در حالی که حفظ واحدهای تولیدی جهت تثبیت مقدار تولید ضروری می باشد . بعلاوه اگر جامعه خواستار تولید کالاها و خدمات جدید مصرفی باشد باید تولید کنندگان انتظار کسب درآمد احتمالی کافی داشته باشد تا ریسک تولید چنین کالایی را تقبل کنند .قبل از تولید کالای جدید تولید کنندگان بازار را مطالعه می کنند تا اطمینان حاصل کنند که تولید آن کالا سودمند خواهد بود ، البته سودمند بودن تولید کالایی به تعداد مصرف کنندگان و قیمتهایی که مایل به پرداختن آن هستند بستگی خواهد داشت .

اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد ایران

در این قسمت ابتدا به طور کلی در زمینه نقش بخش کشاورزی در توسعه اقتصادی بحث می کنیم و سپس به بررسی اهمیت و موقعیت بخش کشاورزی در اقتصاد ایران ، رشد این بخش در سالهای اخیر و سهم نسبی فعالیتهای گوناگون کشاورزی ، صادرات و واردات محصولات و تراز پرداختهای خارجی این بخش می پردازیم .

 نقش بخش کشاورزی در توسعه اقتصادی

گرچه نمی توان ادعا کرد که سهم و نقش بخش کشاورزی در توسعه اقتصادی کشورهای گوناگون یکسان است ، ولی در عین حال تقریباً هیچ پدیده اجتماعی یا تاریخی را نمی توان بدون در نظر گرفتن یک قالب کلی مورد مطالعه جدی قرار داد ، بنابراین این مسأله در خطوط کلی خود در بیشتر کشورهای جهان قابلیت تعمیم دارد ، البته در بررسی اهمیت بخش کشاورزی در پیشرفت و توسعه هر یک از کشورهای کم رشد ، بایستی چهارچوب کلی را بر مشخصات و ویژگیهای اقتصادی آن کشور تطبیق داد و سپس به نتیجه گیری و ارائه طریق پرداخت .از آنجایی که قسمت اعظم جمعیت کشور در این بخش متمرکز و بهره وری آن بسیار پایین است ، بخش کشاورزی مجبور به تولید برای خود مصرفی خود می باشد و قادر نیست سهمی در توسعه اقتصادی کشور داشته باشد .در آمد هر خانوار زارع بستگی کامل به مقدار زمین و نیروی کار موجود در خانوار دارد و نوسان آن تاحد زیادی تابع آب و هوا و عوامل طبیعی است ، از طرف دیگر ، چون تمام عوامل تولید از خود خانوار تأمین می شود توسعه و تحولات بخشهای دیگر تأثیر چندانی بر روی بخش کشاورزی ندارد . همچنین یک کشاورز سنتی و خانوادگی به دلیل کمی مازاد محصول وطبیعت هزینه های تولید محصولات کشاورزی، چندان تحت تأثیر تغییرات قیمت قرار نمی گیرد . در یک واحد بهره‌برداری سنتی تمام یا بیشتر هزینه ها به صورت هزینه ثابت بوده و در بیشتر موارد از امکانات شغلی بسیار کمی برخوردار است ، این پدیده همراه با کمی مازاد محصول باعث ایجاد حلقه ارتباطی بسیار ضعیف بین کشاورزی و بخشهای دیگر و بالطبع کمی نقش و سهم کشاورزی در توسعه اقتصاد می شود .بنابراین در چه صورت کشاورزی می تواند سهمی در توسعه اقتصادی داشته باشد؟با توجه به آنه بیان شد ، شرط لازم برای برای تحقق این کار آن است که تولید کشاورزی از شیوه فئودالی خارج شود این تحول بنیانی فقط شامل کشاورزی نخواهد بود ، در سایر بخشها نیز باید ایجاد گردد و یک شیوه تولید جدیدی بر جامعه حاکم شود . با ایجاد این تحول ، کشاورزی از یک اقتصاد بسته خارج و به یک اقتصاد مربوط و مبتنی به بازار تبدیل می شود که در مرحله اول بایستی سعی در تأمین نیازهای داخلی داشته باشد و سپس تولید کالاهای صادراتی را هدف قرار دهد .واضح است که لازمه این تحول افزایش بهره برداری در این بخش است‌، در این صورت بخش کشاورزی علاوه بر تأمین احتیاجات خود می تواند مازادی بر فروش به بخشهای دیگر داشته باشد . با شروع مبادله کالا بین بخش کشاورزی و سایر بخشها نقش اساسی آن نیز می تواند تحقق پذیرد . در یک اقتصاد رو به رشد ، بخش کشاورزی معمولاً مهمترین بخش اقتصاد می باشد ، زیرا رسالت تولید وتهیه مواد غذایی و مواد اولیه کشور و اندوختن بخش بزرگی از ذخایر ارزی کشور بیشتر بر عهده این بخش خواهد بود ، در حقیقت با ایجاد این تحول ، سهم و نقش کشاورزی به طور عمده به صورت اقتصادی بروز می کند و لازمه آن همانطوری که در بالا اشاره شد ، افزایش محسوس بهره‌وری و کارآیی عوامل تولید در این بخش می باشد ،زیرا تنها در این صورت کشاورزی قادر خواهد بود که با تحصیل مازاد یا اضافه‌های گوناگون کوششهای مربوط به رشد و توسعه اقتصادی را موفقیت آمیز سازد .

نویسنده: محمد جهانشاهی

اف اس پی مارکت

تاریخ ارسال : جمعه ۱۹ تی‍ ۹۴

منبع : http://article.fspmarket.com/%d9%87%d8%af%d9%81-%d8%a7%d8%b5%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b2%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d8%aa%d9%88%d9%84/

مجله علمی پالیک

برای دیدن این متن در موبایل از این بارکد استفاده کنید

مقالات مشابه