لطفا تا بارگذاری کامل صفحه منتظر بمانید
از شکیبایی شما متشکریم

عوامل موفقیت اقتصادی

اقتصاد و کارآفرینی بازدید 411

عوامل موفقیت اقتصادی

عوامل موفقیت اقتصادی


تا آن جا که در حافظه تاریخ مانده است، از دیرباز تاکنون، انسان ها برای گذران زندگی خویش، با نیازهای نامحدود و منابع محدود روبه رو بوده اند و همین ناهمگونی، علت پیدایش علم اقتصاد بوده است و اهمیت این مسئله، باعث شده است تا متفکّران و فیلسوفانی مثل افلاطون و ارسطو و سیسرون حکیم، نظریه های خاصی در برخی ابواب اقتصادی، مطرح نمایند.(1)

زیاده طلبی و منفعت پرستی انسان، موجب می شود تا هر کس که قدرت بیشتری دارد، از منابع موجود بیشتر استفاده و بهره برداری کند. لذا عدالت اقتصادی و پرهیز از رباخواری، «شاه بیت» نظریه های اقتصادی بوده اند.

بعضی از مکتب های اقتصادی، اهرم وجود دولت را برای این کار پیش بینی کرده اند که برای نمونه می توان به مرکانتیلیست ها، سوسیالیست ها و کینزین ها اشاره کرد.

در مقابل، مکتب های دیگری اعتقاد دارند که حذف دولت از اقتصاد و زمینه ایجاد رقابت، می تواند فضای جامعه را با عدالت عطرآگین نماید. فیزیوکرات ها و کلاسیک ها، از نمونه های گروه دوم اند. تفکر غالب در اقتصاد امروزی، اقتصاد مختلط است؛ یعنی نه به طور کامل اقتصاد خصوصی و سرمایه داری و نه اقتصاد دولتی و لذا موفّقیت اقتصادی را باید با این دید بررسی کرد. در این نوشتار، بعضی از معیارهای موفقیت اقتصادی را از دو منظر غیر اسلامی و اسلامی، در جنبه های مصرف و تولید، بررسی می کنیم.

1. معیارهای موفقیت در اقتصاد غیر اسلامی

الف) حداکثر کردن مطلوبیت

مطلوبیت، یک صفت کیفی است که مصرف کننده از یک کالا احساس می کند و این مطلوبیت، همراه با افزایش مصرف، کاهش می یابد. در یک مثال ساده، فرض کنید شما در هوای گرم، بسیار تشنه هستید. اوّلین لیوان آب را که می نوشید، برای شما مطلوبیت بالایی دارد؛ ولی دومین لیوان، لذت لیوان اوّل را ندارد و همین طور لیوان سوم از لیوان دوم مطلوبیت کم تری دارد. همان طور که گفته شد، مطلوبیت، صفتی کیفی مانند هوش، استعداد، زیبایی و... است که با عدد و رقم قابل اندازه گیری نیست؛ گرچه واحدهایی برای اندازه گیری آن معیّن نموده اند. مثلاً در نمونه آب و تشنگی، گفته شده لیوان اوّل، صد یوتیل(Util) و لیوان دوم، هشتاد یوتیل مطلوبیت دارد. گفته شده که مصرف کننده با توجه به بودجه ای که در اختیار دارد و می تواند به دو کالا اختصاص دهد، ترکیبی از دو کالا را انتخاب می کند که مطلوبیت بالاتری نسبت به ترکیبات دیگر داشته باشد. در شکل روبه رو از ترکیب، منحنی«ج» را انتخاب می کند که هم با بودجه اش سازگاری دارد و هم بهترین و بالاترین مطلوبیت را به او می دهد.(2)

ب) حداکثر کردن سود

تولیدکنندگان، باتوجه به شرایط اقتصادی، هزینه های تولید و تقاضای بازار، برای ایجاد یک کارگاه تولیدی به ارزیابی می پردازند و در نهایت، به تولید کالا یا خدماتی می پردازند که بالاترین سود را برای آنها به ارمغان آورد. حتی در هنگام افزایش یا کاهش تولید نیز همین هدف را دنبال می کنند. با همین معیار، هر سال کارخانه را ارزیابی می کنند و در صورتی که این هدف محقق نشود، کارخانه را تعطیل می کنند. کم تر کسی در اقتصاد غرب، نظر به نیازهای جامعه یا رضایت خداوند دارد.

ج) تحلیل هزینه - فایده

هرگونه تصمیم گیری در اقتصاد بر اساس این تحلیل صورت می گیرد که آیا هزینه ای که برای تصمیم خاص اقتصادی پرداخت می شود، چه مقدار منفعت دارد. اگر منفعت آن بیشتر از هزینه ها باشد، آن را عملی می کند وگرنه چشم پوشی کرده، به دنبال جایگزین می گردد. این بند، تقریباً مشابه بند «ب» است؛ فقط در این جا هزینه های معنوی نیز لحاظ می شود. فرض کنید کشوری بخواهد ارتباط تجاری با کشورهایی برقرار کند که علاوه بر کالاهای متداول، مواد مخدر نیز تولید می کنند. در این صورت، ارتباط با این کشورها هزینه های معنوی بالایی دارد. گرچه دولت در قبال آنها پولی نمی دهد؛ امّا آثار مخرّب اعتیادی که دامن جوانان را می گیرد، بسیار سنگین است. باتوجه به هزینه های مادی و معنوی، اشخاص، بنگاه ها و دولت ها، گزینه ای را انتخاب می کنند که فایده اش بیش از هزینه هایش باشد.

2. معیارهای موفقیت اقتصادی از نظر اسلام

در این دیدگاه، ملاک موفقیت، فقط عوامل مادی نیست و کسی که فقط در پناه تصمیمات اقتصادی، دنیای خویش را آباد کند، فرد موفقی نخواهد بود. در قرآن آمده است: «رَبَّنا آتِنا فی الدُّنیا حَسَنةً و فی الآخِرةِ حَسَنة»(3)

و وزن آخرت با دنیا یکی گرفته شده است. حتی در آیات دیگری برای آخرت، اهمیت بیشتری قائل شده است: «والآخِرةُ خَیرٌ لَک مِنَ الاُولی »(4)

و در آیه دیگری آمده است: «والآخرةُ خَیرٌ وَ أبقی »(5)

. یا در سوره مطّففین، وقتی خداوند از نعمت های بهشتی یاد می کند، از مشتاقان می خواهد که برای رسیدن به آن نعمت ها از یکدیگر پیشی بگیرند.

ملاحظه می شود که برخلاف اقتصاد رایج دنیا، مسابقه فقط با معیار تحلیل هزینه - فایده و حداکثر کردن مطلوبیت نیست؛ مسابقه در نعمتی است که ما فقط وصف آن را شنیده ایم. از دیدگاه اسلام، باید به دنبال موفقیتی بود که دو جنبه مادی و معنوی را تأمین کند. عوامل موفقیت در سطح فرد و جامعه را باید در لابه لای آیات قرآن و کلمات معصومان(ع) جستجو کرد. قطعاً عوامل زیادی را می توان نام برد که از حوصله این نوشتار و خواننده خارج است. در این جا به بعضی از آنها در زمینه تولید و مصرف اشاره می کنیم.

بخش اوّل: تجارت و تولید

الف) تجارت نمودن برای خود

رشد تولید را می توان به عنوان معیاری برای پیشرفت کشورها مطرح ساخت. آنچه می تواند جامعه اسلامی را در قبال زورمداران مصون بدارد، عدم وابستگی به آنهاست و این مهم تحقق نمی یابد، مگر این که واحدهای تولیدی باتوجه به نیازها افزایش یابند که در نتیجه، هم بین واحدهای تولیدی رقابت ایجاد می کند و هم تولید، از نظر کمّی و کیفی افزایش پیدا می کند. این ملاک را از بیان امام صادق(ع)، می توان فهمید:

عمّار ساباطی از امام صادق(ع) پرسید: «اگر شخصی اجیر شود، همان مقداری را به دست می آورد که خودش تجارت کند؟». حضرت فرمود: «اجیر کسی نشود، تجارت کند و از خدا طلب روزی نماید».(6)

ب) ریسک پذیری

در شرایط عادی، هرکار تولیدی یا تجاری با خطر (ریسک) روبه روست. تولیدکننده نمی داند در موقع محصول کالا، شرایط جامعه چگونه خواهد بود. آیا تقاضا برای کالای تولیدی او وجود خواهد داشت؟

گرچه موقع تأسیس واحد تولیدی، ارزیابی مثبتی از شرایط موجود و آینده داشته است، ولی ممکن است هم زمان با او محصولات بهتری از طریق دیگر، تولید شوند. ممکن است مشابه این کالاها از خارج وارد گردد و به قیمت ارزان، در دسترس مردم قرار گیرد؛ ممکن است تا زمان تولید، سلیقه مردم عوض شود؛ ممکن است بر اثر شرایط سیاسی کشور، مواد اوّلیه، کمیاب شود و تولید آن را با خطر مواجه کند. اگر تولیدکننده در گرداب این افکار فرو رود، نباید تولید کند و تاجر نباید تجارت نماید؛ ولی امروزه گفته می شود افراد ریسک پذیر، نسبت به افراد ریسک گریز، موفق ترند. امام علی(ع) فرمود:

تاجر ترسو، محروم است و برای تاجر جسور (ریسک پذیر)، رزق و روزی تضمین شده است.(7)

ج) انتخاب کشاورزی به عنوان بهترین بخش برای تولید

بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات، از جمله بخش های مهم اقتصاد هستند که هر کشوری به فراخور وضعیت جغرافیایی و امکانات، در یکی از آنها مزیّت نسبی دارد و می تواند همان را فعال کند و در بخش های دیگر، مصرف کننده کالاهای دیگران باشد. البته بعضی کشورها قابلیت رشد در همه بخش ها را دارند. در روایات ما بدون توجه به شرایط و به طور مطلق، بر احیای کشاورزی تأکید شده است. حتی از دیدگاه فقه شیعه، اگر کسی زمین های معطّل افتاده را آباد کند، با شرایطی مالک آن می شود. امروزه به محصولات کشاورزی مثل گندم و برنج به عنوان کالای مصرفی نگاه نمی شود؛ بلکه از آنها به عنوان ابزارهای سیاسی در دست قدرت های بزرگ یاد می شود. در گذشته، برنج تولید داخل ژاپن، به قیمت چند برابر برنج وارداتی تمام می شد، ولی ژاپنی ها تحمل کردند تا در نهایت، نیاز خود را در داخل برآورده کنند. حیف است مسلمانان با توجه به امکاناتی که دارند،

نیازمند محصولات کشاورزی دیگران باشند. امام علی(ع) می فرماید:

هر کس آب و خاک کافی داشته باشد و حقیر بماند، از خدا دور شده است.(8)

امام باقر(ع) نیز فرمود:

هیچ شغلی نزد خدا محبوب تر از کشاورزی نیست و همه پیامبران، به غیر از ادریس، کشاورز بوده اند.(9)

د) - تولید کالاهای ضروری

در روایت مفصّلی از امام صادق (ع) آمده است که در تولید باید چهار اصل رعایت شود:

1. اصل احتیاج عمومی،

2. اصل سودمندی عمومی،

3. اصل قوام اجتماعی،

4. اصل پاسخگویی به نیازمندی های عمومی توده ها.(10)

بخش دوم: مصرف

الف) - میانه روی در مصرف

همان گونه که در مقدمه آمد، انسان با محدودیت منابع مالی و نامحدود بودن نیازها روبه روست و علم اقتصاد نیز زاییده همین کمیابی (Scarcity) است. لذا با همین معیار، بعضی کالاها مثل هوا، اقتصادی نیستند، چون به میزان نامحدود، وجود دارد و هر کس برای هر اندازه از مصرف آن آزاد است. برای چیره شدن بر کمیابی، تنها راه، میانه روی است که در روایات از آن تعبیر به اقتصاد شده است.

رسول خدا فرمود:

میانه روی در خرج کردن، نصف معیشت است.(11)

هم ایشان می فرماید:

هر کس میانه روی کند، خدا او را بی نیاز گرداند.(12)

امام علی(ع) نیز فرموده است:

میانه روی، مال اندک را رشد می دهد.(13)

وامام کاظم(ع) می فرماید:

انسانی که میانه روی کند، فقیر نشود.(14)

ب) سربارِ دیگران نبودن

یکی از مشکلات کشورهای جهان سوم، بحثی به نام «بار تکفّل» است؛ یعنی هر کسی مسئولیت سیر کردن چند نفر را دارد و این رقم در این کشورها بالاست. در روایات سفارش شده که انسان باید از دستْ رنج خویش ارتزاق کند.

فضل بن ابی قرّه می گوید:

بر امام صادق(ع) وارد شدم، در حالی که مشغول کار بود. عرض کردم: جان ما فدای شما باد! کار را رها کنید یا ما یا غلامان برای شما انجام دهند. حضرت فرمود: «مرا به حال خود واگذارید. دوست دارم خدا مرا ببیند که با دست خویش کار می کنم و به دنبال طلب حلال هستم».(15)

روایات فراوان دیگری در مورد مذمّت تقاضا از دیگران و وابستگی به آنها وارد شده است. امام صادق(ع) فرمود:

شیعیان ما از کسی تقاضای چیزی نمی کنند؛ گرچه از گرسنگی بمیرند.(16)

و پیامبر(ص) فرمود:

هرگاه شخصی باب سؤال (درخواست و تقاضا) را بر روی خود بگشاید، خداوند، هفتاد باب فقر را بر او می گشاید.(17)

ج) پرهیز از اسراف و تبذیر

اسراف یعنی کالاهای زیاد مصرف کردن و تبذیر؛ یعنی از یک کالا که مورد نیاز واقعی او نیست استفاده کند، و بهای سنگینی در مقابل آن بپردازد. حد مصرفی مورد سفارش اسلام، «حدّ کفاف» است و این حد، کمیّت مشخصی ندارد. اسحاق بن عمار می گوید:

به امام کاظم(ع) گفتم: مردی ده پیراهن دارد. آیا در این کار اسراف کرده است؟ فرمود: «این، باعث دوام بیشتر جامه های اوست، و اسراف آن است که لباس آبرومند خود را در جاهای آلوده بپوشی و آن را ضایع کنی».(18)

علاوه بر آنچه گذشت، عوامل دیگری نیز وجود دارند که در آینده چنانچه مجالی باشد، به ذکر و توضیح آنها خواهیم پرداخت.


1 - کلیات علم اقتصاد، یدالله دادگر.

2 - کلیات علم اقتصاد، باقر قدیری اصلی، ص 113.

3 - سوره بقره، آیه 201.

4 - سوره ضحی، آیه 93.

5 - سوره اعلی، آیه 87.

6 - الکافی، ج 5، ص 90.

7 - کنزالعمال، ح 9239.

8 - قرب الإسناد، ص 115، ح 404.

9 - مستدرک الوسائل، ج 13، ص 461، ح 15898.

10 - ر.ک: الحیاة، محمدرضا حکیمی، ج 6، ص 264.

11 - کنزالعمال، ح 5434.

12 - تنبیه الخواطر، ج 1، ص 167.

13 - غررالحکم، ح 334.

14 - الخصال، ص 620.

15 - کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 163، ح 3595.

16 - وسائل الشیعة، ج 6، ص 309.

17 - جامع الأخبار، ص 379، ح 1061.

18 - مکارم الأخلاق، ص 112.

تاریخ ارسال : شنبه 17:25 بعد از ظهر , 25 دی 95

منبع : www.hawzah.net

مجله علمی پالیک

برای دیدن این متن در موبایل از این بارکد استفاده کنید

مقالات مشابه

Google Analytics Alternative